سلحشور
 
فضای مجازی به اندازه انقلاب اسلامی اهمیت دارد. «امام خامنه ای»
                             لبیک یا خامنه ای لبیک یا حسین است
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 توسط امین شمسی

رسول خدا (ص):

اگر همه مردم برگرد محبت علی (ع) جمع می شدند ، خداوند آتش جهنم را نمی آفرید.

بحارالنوار ،ج 21


نوشته شده در تاريخ یکشنبه چهاردهم اردیبهشت 1393 توسط امین شمسی
عیدی که در آن پهلوی مادرمان شکسته است .
ارزشی برای تبریک گفتن ندارد.
السلام علیک یافاطمه الزهرا
سال نو گرامی...AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان">

نوشته شده در تاريخ جمعه یکم فروردین 1393 توسط امین شمسی
«بهروز صبوری» کسی است که همین یکی دو روز قبل، انتظار مادرش به پایان رسید و بعد گذشت قریب به سی و یک سال، مشخص شد محل دفن پیکر مطهرش کجاست.

به گزارش گروه فضای مجازی «خبرگزاری دانشجو»، هنوز هم شهدایی هستند که جمعی از بستگان، چشم‌انتظار بازگشت پیکر پاک آنها مانده‌اند.

گاه و بیگاه خبر از تدفین شهدای گمنام د رگوشه و کنار این شهر به‌گوش می‌رسد و پای ثابت همه این مراسم، مادران، پدران، خواهران و برادران شهدای مفقودالاثر شده‌ای هستند که با خود می‌گویند شاید عزیز آنهاست که روی دست مردم تشییع می‌شود.

آخرین نمونه از این شهدا، «بهروز صبوری» است؛ کسی که همین یکی دو روز قبل، انتظار مادرش به پایان رسید و بعد گذشت قریب به سی و یک سال، مشخص شد که پیکرش کجاست.

پلان یکم

مادر شهید «بهروز صبوری» به آرزویش رسید / پیکر بهروز بعد از 30 سال شناسایی شد

مادر شهید «بهروز صبوری» در مراسم تقدیر از عوامل فیلم «شیار 143» گفته بود: آرزوی من این است که بعد از این همه سال تنها یک بند انگشت از فرزندم برای من بیاورید.

نهایتاً تحقیقات در این زمینه مشخص کرد که پیکر مطهر شهید بهروز صبوری در جریان به خاک سپاری جمعی از شهدای گمنام در دانشگاه خلیج‌فارس بوشهر در اردیبهشت ماه سال 1389 به خاک سپرده شده است.

پس از نمونه‌گیری از خون مادر شهید و دیگر اعضای خانواده وی و تطابق با نمونه DNA اخذ شده از استخوان‌های شهدای گمنام که در یک بانک نگهداری می‌شود، نتیجه آزمایشات بدین گونه اعلام شده است که تمامی اطلاعات با پیکر شهیدی که در دانشگاه خلیج‌فارس بوشهر در سال 1389 به خاک سپرده شده است، تطابق دارد.

پلان دوم
هفته آینده پسرم را می بینم / حالا برای پسرم عروسی می‌گیرم و همه دعوتید

مادر شهید بهروز صبوری پس از پیدا شدن جسد فرزند شهیدش گفت: فردا عازم مشهدم و پس از آن چهارشنبه برای دیدن پسر شهیدم به بوشهر خواهم رفت.

وی ادامه داد: حالا می توانم برای پسرم عروسی بگیریم و همه در این جشن دعوت هستید.

مادر شهید به فرزند خود به مشهد مقدس اشاره کرد و گفت: فردا برای پابوسی امام رضاعلیه‌السلام به مشهد می روم و روز چهارشنبه به بوشهر برای دیدار مجدد فرزندم پس از 31 سال خواهم رفت.

پلان سوم

مادر شهید صبوری اردوهای راهیان نور بوشهر را افتتاح می‌کند

رضا آب شیرینی، مسئول ناحیه بسیج دانشجویی استان بوشهر در گفت و گو با خبرنگار فرهنگی «خبرگزاری دانشجو» از همزمانی افتتاحیه اردوهای راهیان نور این استان و حضور مادر شهید صبوری در این استان و اولین ملاقات وی با فرزندش خبر داد.

وی در خصوص اردوهای راهیان نور گفت: در ماه اسفند، اولین کاروانی که راهی اردوهای راهیان نور خواهد شد، واحد خوهران بسیج دانشگاه خلیج فارس به تعداد 170 نفر است. این کاروان، از مسیر دوکوهه وارد می شوند. یک شب را در این منطقه به حضور خواهند داشت و سپس از مناطق عملیاتی فتح المبین، فکر، دهلاویه، هویزه، طلاییه، شلمچه و شهدای گمنام شرق کارون بازدید می کنند.

پلان چهارم

تصاویر / تدفین شهیدی که 30سال مفقودالاثر بود

بازگشت پیکر مطهر شهید «بهروز صبوری» و مشخص شدن محل دفن وی، از آن دسته اخباری است که مخاطبان را هم شاد می‌کند و هم کنجکاو.

شادمانی به این دلیل که قصه هجرانی 30 ساله، بالاخره به‌سر رسیده است و کنجکاوی از این جهت که دانستن نشانی محل دقیق و خبردار شدن از چگونگی و جزئیات تدفین این شهید به‌عنوان شهید گمنام، می‌تواند بسیار جالب باشد.

پیکر این شهید به‌همراه دو شهید دیگر هشت سال دفاع مقدس، همزمان با سالروز شهادت حضرت فاطمه زهراسلام‌الله‌علیها روز دوشنبه 27/2/89 پس از تشییع بر روی دستان مردم بوشهر و دانشجویان دانشگاه خلیج فارس به خاک سپرده شد.

این مراسم شکوهمند با حضور نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه بوشهر، استاندار، فرماندهان نظامی و انتظامی و مسئولان استان از میدان رفاه تا دانشگاه خلیج فارس برگزار شد.

برچسب‌ها: شهدا
نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 توسط امین شمسی


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1392 توسط امین شمسی
وقتی بیایی .

تاریخ جهان را از نو ورق خواهیم زد.

دلدادگانت ظهور تو را مبدأ تاریخ می کنند.

آقا!

می شود بگویی 1/1/1 کی فرا می رسد؟



برچسب‌ها: امام زمان, عج
نوشته شده در تاريخ شنبه نوزدهم بهمن 1392 توسط امین شمسی
نمی خواهم از سامرا تا امروز 

حکایت ظلم هایی راکه برما رفته است برایت بازگو کنم؛

ولی بگذار همین اندازه بگویم که

از سرزمین مادری مان رانده شدیم،

وقتی که نرفتیم،خانه مان رابر سرمان آوار کردند،

نیامدی.



نوشته شده در تاريخ سه شنبه پانزدهم بهمن 1392 توسط امین شمسی
پیشکسوت باشگاه پرسپولیس می گوید که یکی از دلایل حضورش در جبهه به هنگام جنگ تحمیلی، روحیه دادن به رزمنده‌ها بوده است. 
 «سید محمد پنجعلی» یکی از چهره های ورزشی است که در زمان هشت سال دفاع مقدس حضور در جبهه را تجربه کرده است.
او در این باره گفت: چند بار در زمان جنگ به جبهه رفتم و فکر می کنم روی هم یک سال می شد. نخستین بار در سال 1362 بود که راهی "قوچ سلطان" شدیم. در مراحل بعد هم به "شلمچه" و "خرمشهر" رفتم.
وی افزود: بازی های فوتبال که تعطیل یا دچار وقفه می شد، از فرصت استفاده کرده و به جبهه می رفتم. کار با ادوات جنگی را زیادی بلد نبودم، اما هدفم بیشتر روحیه دادن به رزمندگان بود و اینکه به آنها بگویم ورزشکاران نیز در کنار آنها برای دفاع از سرزمینشان تلاش می کنند.البته آر پی جی به دست گرفتم و پشت ضد هوایی نیز نشستم.
عضو هیات مدیره پرسپولیس درباره ورزشکارانی که در جبهه حضور داشتند، اظهار داشت: «شیرازی» که کشتی گیر بود، «آذین» که بسکتبالیست بود و همچنین «رضایی مجد» از چهره‌های شاخص بودند. دو نفر اول جانباز شد و مجد هم به مقام رفیع شهادت رسید.
(شهید مهدی رضایی مجد بازیکن ملی پوش تیم ملی جوانان بود که در حالی که پیشنهاد پیوستن به پرسپولیس را داشت، جبهه را ترجیح داد و آسمانی شد)
پنجعلی درباره برخورد مربیانش به هنگام رفتن عنوان کرد: فوتبال در آن زمان که جوانان ما به جنگ دشمن رفته بودند، لذت همیشگی را نداشت و مربیان نیز همین احساس مرا داشتند. بنابراین چیزی نمی گفتند.
او در ادامه بیان داشت: آن زمان همه یک دل بودیم. حسرت کسانی را می خورم که در کنارشان در جبهه بودم، ولی شهید شدند و ما را تنها گذاشتند. آنها بهترین بچه های این مرز و بوم بودند. آنها خیلی چیزها را بدست آوردند که ما خیلی باید دنبالشان بدویم.
پیشکسوت فوتبال کشور در خاطراتش برایمان گفت و اظهار داشت: خاطره تلخم اینکه چند نفر از دوستانم مقابل چشمانم شهید شدند. یادم هست که با آتش توپخانه دشمن، سر یکی از آنها جلوی خود من از سرش جدا کرد.

خاطره شیرینم نیز مربوط به غذا درست کردن می شد. یک بار 4 شانه تخم مرغ به من دادند تا املت درست کنم. بنده نیز 2 ساعت و نیم تلاش کردم تا بالاخره غذایی به دست رزمنده ها رساندم!

انشاالله در دربی78 برنده بازی پرسپولیسه !!.. 

6                                                             


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و ششم دی 1392 توسط امین شمسی
یه نوجوان 16 ساله بود از محله های پایین شهر تهران

چون بابا نداشت خیلی بد تربیت شده بود

خودش می گفت: گناهی نشد که من انجام ندم

تا اینکه یه نوار روضه حضرت زهرا سلام الله علیها زیر و رویش کرد

بلند شد اومد جبهه

یه روز به فرمانده مون گفت:من از بچگی حرم امام رضا علیه السلام نرفتم

می ترسم شهید بشم و حرم آقا رو نبینم

یک 48ساعته به من مرخصی بدین برم حرم امام رضا علیه السلام زیارت کنم و برگردم ...



... اجازه گرفت و رفت مشهد

دو ساعت توی حرم زیارت کرد و برگشت جبهه

توی وصیت نامه اش نوشته بود:

در راه برگشت از حرم امام رضا علیه السلام ، توی ماشین خواب حضرت رو دیدم

آقا بهم فرمود: حمید! اگر همینطور ادامه بدهی خودم میام می برمت...



...یه قبری برای خودش اطراف پادگان کنده بود

نیمه شبا تا سحر می خوابید داخل قبر

گریه می کرد و می گفت:یا امام رضا علیه السلام منتظر وعده ام

آقا جان چشم به راهم نذار...

توی وصیتنامه ساعت شهادت ، روز شهادت و مکان شهادتش رو هم نوشته بود

شهید که شد ، دیدیم حرفاش درست بوده

دقیقا توی روز ، ساعت و مکانی شهیـد شد که تو وصیت نامه اش نوشته بود...



خاطره ای از زندگی شهید حمید محمودی

راوی : حاج مهدی سلحشور
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه نوزدهم دی 1392 توسط امین شمسی
چشم پاک دختری از جمله‌ای تر مانده است""" چشم‌های پاکش اما خیره بر در مانده است

روی دیوار اتاق کوچک تنهایی‌اش """ عکس بابایش کنار شعر مادر مانده است . . .

بر روی قبرش نشسته ام
بر رویش چنین نوشته بود گمنام
گمنام و غریب در اتاقکش آرمیده بود
بی کس و بی گناه نگاهش خیره مانده بود
سکوت در اعماق گورش ولوله می کرد
 افسوس که گمنام و غریب مانده بود.     
شاعر: میلاد اسماعیلی

نوشته شده در تاريخ شنبه چهاردهم دی 1392 توسط امین شمسی
طراح قالب : { معبرسايبري فندرسک}